دنیا:خیلی وقت بود از ایران رفته بودم به همه گفتم ازدواج کردم ولی آدم مگه میتونه عاشق کسی باشه ولی با یکی دیگه ازدواج کنه نمیتونستم تو روی رهام نگا کنم برای همین از ایران رفتم دلم خیلی براش تنگ شده بود
امیر/توی راه خونه بودم مثل همیشه فکرم پیش سحر بود از ته دل دوستش داشتم نه من عاشقش بودم ولی داشتم باهاش بد رفتاری میکردم دیگه تصمیمو گرفتم با این کارامد داشتم زندگی هر دومونو خراب میکردم دیگه میخوام خ
((هانا))
باخستگی تمام روی مبل ولوشدم وخمیازه ای کشیدم چشمام که ،رم خواب شده بوددرخونه محکم کوبیده شدباوحشت ازخواب پریدم قلبم تندتندمیزدازترس ونفس نفس میزدم فقط اگه من بدونم کدوم زلیل شده ای پشت دره یج